ارز دیجیتال به عنوان ابزار رهایی: داستان زنی که با رمزارز از سوءاستفاده مالی نجات یافت

یک زن آمریکایی در جریان طلاقی پیچیده، با محدودیتهای سیستم بانکی سنتی مواجه شد و خود را «فاقد حساب بانکی» یافت. او با استفاده از ارزهای دیجیتال و کیف پول غیرمتمرکز، راهی برای استقلال مالی و حفظ امنیت خود و فرزندانش پیدا کرد. این داستان توسط انجمن ملی ارز دیجیتال (NCA) که توسط ریپل پشتیبانی میشود، روایت شده است.
نکات کلیدی
– کارین، یک زن خانهدار طبقه متوسط در آمریکا، در حین یک طلاق سخت خود را کاملاً «فاقد حساب بانکی» و بدون دسترسی به منابع مالی مشترک یافت.
– سیستم بانکی سنتی به دلیل قوانین ضد پولشویی و عدم ثبت نام او به عنوان صاحب حساب، از پذیرش پول نقد او برای پرداخت وام مسکن خودداری کرد.
– او با نگهداری بیتکوین و اتریوم در یک کیف پول خودگردان، احساس امنیت و استقلال مالی کرد، زیرا کلیدهای خصوصی تنها در اختیار خودش بود.
– در جریان دادگاه، او مجبور شد به وکیل خود، وکیل طرف مقابل و حتی قاضی نحوه استفاده از اکسپلورر بلاکچین برای ردیابی داراییهایش را آموزش دهد.
– او معتقد است فناوری بلاکچین و ارزهای دیجیتال به دلیل بیطرفی ذاتی، میتوانند ابزاری حیاتی برای گروههای حاشیهنشین، به ویژه زنان در معرض سوءاستفاده مالی باشند.
– انجمن ملی ارز دیجیتال (NCA) با حمایت ریپل، بر استفاده عملی و روزمره از رمزارزها به جای روایت ثروت سریع تأکید دارد.
– این تجربه انگیزهای برای کارین شد تا پس از دو دهه، در رشته حقوق تحصیل کند و از پاییز امسال وارد دانشکده حقوق شود.
از بانکداری سنتی تا بیبانکی اجباری
داستان کارین در فورت وورث تگزاس آغاز میشود، جایی که او به عنوان یک مادر و خانهدار، خود را در میانه یک طلاق پرتنش یافت. زمانی که برای پرداخت وام مسکن خود با یک دسته پول نقد به بانک محلی مراجعه کرد، با پاسخ منفی مواجه شد. متصدی بانک به دو دلیل از پذیرش پول نقد خودداری کرد: اول، ملاحظات قانونی ضد پولشویی برای سپردهگذاری مبلغ زیاد به یکباره، و دوم، این واقعیت که نام کارین حداقل برای ده سال به عنوان صاحب حساب ثبت نشده بود.
این وضعیت او را به یک فرد «بیبانک» در قلب آمریکا تبدیل کرد، وضعیتی که خودش آن را ترسناک و شبیه به «یک فرد نامرئی» توصیف میکند. در ازدواجی با نقشهای سنتی، مدیریت کارتهای اعتباری و حسابهای بانکی همیشه بر عهده همسرش بود و با فروپاشی این رابطه، او با کمترین پشتوانه مالی روبرو شد. هنگام ترک همسر سابقش، کارتهای اعتباری او تا سقف استفاده شده بودند و تنها ۵۶ دلار اعتبار disponible داشت.
کیف پول شخصی؛ قلعه امن مالی
در این شرایط بحرانی، ارزهای دیجیتال به عنوان یک راه نجات ظاهر شدند. کارین بخشی از دارایی خود را به شکل بیتکوین و اتریوم در یک کیف پول غیرمتمرکز (self-custodial wallet) ذخیره کرده بود. این کیف پول که کلیدهای خصوصی آن تنها در اختیار خودش بود، به او احساس قدرت و امنیت بیسابقهای داد. او اطمینان داشت که هیچکس دیگری — حتی همسر سابقش — نمیتواند به این داراییها دسترسی پیدا کند.
این احساس امنیت به او جسارت لازم برای ایستادگی در دادگاه را داد. زمانی که قاضی دستور داد تا رمزارزهایش برای تقسیم عادلانه داراییها نقد شوند، کارین مخالفت کرد و استدلال نمود که این داراییها تنها طناب نجات او و فرزندانش هستند. او مجبور شد به وکلای دو طرف و حتی قاضی پرونده نشان دهد که چگونه میتوانند با استفاده از یک اکسپلورر بلاکچین، بدون حرکت ماندن داراییها را تأیید کنند.
سرانجام، دادگاه پذیرفت که داراییهای دیجیتال او در جای خود باقی مانده و حتی اجازه داد تا او از سود معاملات رمزارزی برای پرداخت هزینههای تحصیل فرزندانش استفاده کند. کارین خاطرنشان میکند: «این واقعیت که کلیدهای خصوصی وجود داشت و فقط من آنها را داشتم، به من آن توانایی را داد که اینقدر جسور باشم و از خودم دفاع کنم.»
ارز دیجیتال فراتر از ثروت؛ ابزاری برای امنیت و برابری
تجربه کارین نشان میدهد که کاربرد ارزهای دیجیتال میتواند فراتر از سفتهبازی و کسب سود سریع باشد. برای او، رمزارزها نه درباره ثروت اندوزی، بلکه درباره «ایمنی و ثبات» برای فرزندانش بود. او توضیح میدهد که سیستمهای سنتی وابسته به هویت، مانند اجاره ماشین یا رزرو هتل، به دلیل نداشتن کارت اعتباری معتبر، او را رد میکردند. در عوض، او از دوستانش میخواست با کارت اعتباری خود هزینهها را پیش پرداخت کنند و سپس بدهی را مستقیماً با استیبل کوین به آنها بازپرداخت میکرد.
پل وونگ، مدیر پروژههای ویژه در صندوق توسعه استلار (SDF)، بر این توانایی ارزهای دیجیتال برای تغییر پویاییهای اجتماعی تأکید میکند. او به یک سیستم توزیع کمک در اوکراین اشاره میکند که با همکاری یک آژانس سازمان ملل توسعه یافته است. وقتی کمکهای مالی مستقیماً به کیف پول دیجیتال یک زن واریز میشود، خطر تهدید فیزیکی برای دریافت پول نقد کاهش مییابد و این پول به حساب مشترکی نمیرود که ممکن است توسط مرد خانواده برای مقاصدی غیر از نیازهای خانواده استفاده شود.
کارین همچنین معتقد است که با وجود فضای عمدتاً مردانه حاکم بر صنعت کریپتو، این فناوری ذاتاً قضاوتی بر اساس جنسیت یا سن ندارد و میتواند برای گروههای به حاشیه رانده شده حیاتی باشد. او در طول مسیر خود، مشاورههای ارزشمندی از personas ناشناس در جامعه Crypto Twitter دریافت کرد که به وضعیت او همدردی نشان میدادند.
روایتی جدید از کاربران عملی؛ مأموریت انجمن ملی ارز دیجیتال
داستان کارین توسط انجمن ملی ارز دیجیتال (NCA) روایت شده است، یک سازمان غیرانتفاعی که با یک کمک مالی ۵۰ میلیون دلاری دو ساله توسط ریپل تأسیس و تأمین مالی شده است. مأموریت این انجمن، کمک به آمریکاییها برای درک و استفاده عملی از ارزهای دیجیتال است.
استو آلدروتی، رئیس NCA و همچنین مدیر ارشد حقوقی ریپل، با انتقاد از تصویر رایج «کریپتو برو» در صنعت، تأکید میکند که این فناوری تنها برای یک گروه خاص نیست. او از اصطلاحاتی مانند FOMO یا «ون لمبو؟» به عنوان نمونههایی یاد میکند که این کلیشه را تقویت میکنند. در عوض، NCA به دنام به تصویر کشیدن کاربران متنوع و عملی رمزارزها است، از هنرمندان گرفته تا دامداران.
کارین توسط این انجمن در دسته «معاملهگران» طبقهبندی شده است، اما او به زودی ممکن است عنوان دیگری نیز به رزومه خود اضافه کند. بیش از بیست سال پیش، همسر سابقش به او اولتیماتوم داد که بین ازدواج و دانشکده حقوق یکی را انتخاب کند و او ازدواج را برگزید. اکنون، پس از تجربه مستقیم با سیستم قضایی، کارین گفته است که در دانشکده حقوق پذیرفته شده و از پاییز امسال تحصیل در رشته حقوق را آغاز خواهد کرد. این تصمیم، فصل جدیدی از استقلال و خوداتکایی را برای او رقم میزند.