هوش مصنوعی در CES ۲۰۲۶: موج «دگرگونی هوشمند» از خودرو تا خانه و سلامت

در گردهمایی پیشبینی روندهای فناوری CES ۲۰۲۶، هوش مصنوعی کانون اصلی بحث بود و بلاکچین تنها به صورت گذرا مورد اشاره قرار گرفت. برایان کومیسکی، کارشناس روندها، از آیندهای سخن گفت که در آن سختافزارها به «پلتفرمهای هوشمند» و شخصیشده تبدیل میشوند. با این حال، پرسشهایی جدی درباره بازده سرمایهگذاری و پذیرش این فناوریها در محیط کار باقی است.
نکات کلیدی
- هوش مصنوعی محور اصلی پیشبینیهای روند فناوری در CES ۲۰۲۶ بود و بلاکچین تنها با یک اشاره کوتاه به عنوان لایه امنیتی توصیف شد.
- کارشناسان از عصر «دگرگونی هوشمند» خبر میدهند؛ دورانی که در آن دستگاهها به پلتفرمهای هوشمند، تطبیقپذیر و مبتنی بر داده تبدیل میشوند.
- خودروها در حال تبدیل به «اکوسیستمهای تعریفشده توسط نرمافزار» هستند و انتظار میرود با کاربران خود سازگار شوند.
- حوزه سلامت شاهد گسترش فناوریهای نظارت پیوسته و ابزارهای پیشگیرانه برای سلامت روان و تغذیه شخصیشده خواهد بود.
- خانههای هوشمند آینده، شخصیتر شده و بیشتر با نظارت بر سلامت ادغام میشوند.
- با وجود گزارشها از استفاده گسترده هوش مصنوعی در محیط کار، مطالعهای نشان میدهد ۹۵٪ سازمانها بازده قابل اندازهگیری از سرمایهگذاری در هوش مصنوعی مولد نداشتهاند.
- مدلهای درآمدی ترکیبی، شامل اشتراک، تبلیغات و افزونههای پولی، در حال تبدیل شدن به استاندارد جدید پلتفرمها هستند.
طلوع عصر «دگرگونی هوشمند»
بر اساس تحلیلهای ارائهشده در نشست CES، دهه ۲۰۲۰ میلادی با عنوان دهه «دگرگونی هوشمند» شناخته میشود. محرک اصلی این تحول، پیشرفتهای شتابان در حوزه هوش مصنوعی و افزایش قابلیتهای آن است. این موج نوآوری، عملیات بنگاههای اقتصادی، وظایف کارکنان و زندگی روزمره مصرفکنندگان را دستخوش تغییرات بنیادین کرده است.
در این میان، بلاکچین نقش کمرنگی در گفتمان آیندهنگرانه فناوری ایفا کرد و تنها در یک اشاره گذرا، به عنوان ارائهدهنده «لایههای امنیتی غیرقابل نفوذ» معرفی شد. تمرکز اصلی سخنرانان کاملاً بر گستره نفوذ هوش مصنوعی معطوف بود. پیشبینی میشود درآمد صنعت فناوری مصرفی در آمریکا، علیرغم نااطمینانیهای اقتصادی، در سال ۲۰۲۶ به ۵۶۵ میلیارد دلار برسد که نشاندهنده تقاضای پایدار برای فناوریهای نو است.
از سختافزار ایستا تا پلتفرم هوشمند پویا
یکی از کلیدیترین تحولات آینده، تغییر ماهیت دستگاههای سختافزاری است. این دستگاهها دیگر وسیلهای با عملکردی ثابت نیستند، بلکه در حال تبدیل شدن به «پلتفرمهای هوشمند» هستند. هدف نهایی این پلتفرمها، ارائه تجربههایی عمیقاً شخصیشده و سازگار با رفتار کاربر است.
نمونه بارز این تحول را میتوان در عینکهای هوشمند و هدستهای واقعیت تعمیمیافته مشاهده کرد که اکنون در محیطهای صنعتی مانند بهینهسازی انبارها، کمکهای جراحی از راه دور و کاربردهای پزشکی به کار گرفته میشوند. این روند نشان میدهد مرز بین فناوری مصرفی و حرفهای در حال محو شدن است.
انقلاب نرمافزاری در صنعت خودروسازی
صنعت خودروسازی نیز در آستانه یک دگرگونی اساسی قرار دارد. خودروهای امروزی و آینده، دیگر صرفاً ماشینهای مکانیکی نیستند، بلکه به «اکوسیستمهای تعریفشده توسط نرمافزار» تبدیل شدهاند. ویژگیهایی مانند بهروزرسانیهای بیسیم، سختافزار ماژولار و سیستمعاملهای باز، از شاخصههای این تحول هستند.
انتظارات مصرفکننده نیز تغییر کرده است. آنها دیگر توقع دارند خودرو با سبک زندگی و نیازهای آنها سازگار شود، نه برعکس. ایجاد پروفایلهای راننده مبتنی بر هوش مصنوعی، نگهداری و تعمیرات پیشبینانه و همکاریهای گسترده بین خودروسازان، شرکتهای فناوری و پلتفرمهای محتوا، از ارکان اصلی این تغییر به شمار میروند.
اعلام اخیر انویدیا درباره مجموعهای از مدلهای هوش مصنوعی متنباز برای خودروهای خودران، گامی در همین مسیر است.
نظارت پیوسته: آینده مراقبتهای سلامت و خانههای هوشمند
حوزه سلامت در آستانه پذیرش گسترده فناوریهای نظارت پیوسته قرار دارد. ابزارهای سلامت روان در حال گذار از «ردیابی منفعلانه» به «پشتیبانی فعال و پیشگیرانه» هستند. برای مثال، برخی استارتاپها از نشانگرهای زیستی صدا برای تشخیص زودهنگام علائم افسردگی و اضطراب استفاده میکنند.
همچنین هوش مصنوعی گفتگومحور برای درمان شناختی-رفتاری، پایش بیومتریک خواب و پلتفرمهای تغذیه شخصیشده، از دیگر روندهای نوظهور این عرصه هستند. این تحولات به خانههای هوشمند نیز راه یافتهاند. خانه هوشمند آینده، علاوه بر شخصیسازی بیشتر، به ابزاری برای نظارت بر سلامت ساکنان تبدیل خواهد شد.
سیستمهای خانه متصل، با یادگیری برنامههای روزمره و ترجیحات کاربران، میتوانند نیازهای آنها را پیشبینی کنند و روشنایی، دمای محیط و سرگرمی را به طور خودکار تنظیم کنند. آیینههای هوشمند، دودگیرها و زنگهای درب به عنوان ابزاری برای سلامت، ایمنی و بهرهوری بازتعریف میشوند.
مدلهای درآمدی جدید و یک پارادوکس در محیط کار
همزمان با این تحولات فناورانه، مدلهای درآمدی نیز در حال تغییر هستند. «درآمدزایی ترکیبی» در حال تبدیل شدن به استاندارد جدید است. این مدل، اشتراکها را با تبلیغات، افزونههای پولی، سیستم انعام و جریانهای درآمدی متمرکز بر خالقان محتوا ترکیب میکند.
این انعطافپذیری به پلتفرمها اجازه میدهد به مخاطبان گستردهتری دست یابند. با این حال، این روند همچنین به معنای تحت فشار قرار گرفتن بیشتر مشتریان برای پرداخت هزینههای اضافی برای خدماتی است که در گذشته ممکن بود یک بار برای همیشه خریداری شوند. از سوی دیگر، دادهها حاکی از آن است که استفاده از هوش مصنوعی در محیط کار بهصورت گستردهای در حال نفوذ است.
در برخی کشورها مانند آمریکا، نزدیک به ۶۳٪ از کارگران گزارش دادهاند که از هوش مصنوعی در کار استفاده میکنند و به طور متوسط ۸.۷ ساعت در هفته صرفهجویی زمانی داشتهاند.
شکاف میان adoption و بازدهی: چالش اصلی هوش مصنوعی مولد
علیرغم خوشبینیهای مطرحشده و سرمایهگذاری سنگین بنگاهها در هوش مصنوعی مولد، تصویر کاملاً یکدستی از پذیرش این فناوری وجود ندارد. برخی کارکنان، ابزارهای هوش مصنوعی در محیط کار را ناکارآمد توصیف کرده و خروجی آنها را «تولیدات نازل» مینامند. آنها استدلال میکنند که اصلاح خطاهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی، میتواند بار کاری را افزایش دهد، نه کاهش.
یک مطالعه جولای توسط آزمایشگاه تحقیقاتی MIT یافتهای هشداردهنده را نشان میدهد: با وجود سرمایهگذاری ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلاری بنگاهها در هوش مصنوعی مولد، ۹۵٪ از سازمانهای مورد بررسی گزارش دادند که هیچ بازده سرمایهگذاری قابل اندازهگیریای دریافت نکردهاند. این گزارش نتیجه میگیرد که اگرچه «کاربرد» هوش مصنوعی بالا است، اما «اختلال» و تحول آفرینی آن کم است و بسیاری از سازمانها در سمت اشتباه «شکاف هوش مصنوعی مولد» قرار دارند. علاوه بر این، استفاده از هوش مصنوعی برای پیشبینی اقدامات و رفتار انسان، نگرانیهای جدی در مورد حریم خصوصی و حفاظت از دادهها را برمیانگیزد.
به نظر میرسد مسیر تحقق کامل «دگرگونی هوشمند»، علاوه بر پیشرفت فنی، نیازمند پاسخگویی به این چالشهای اقتصادی، انسانی و اخلاقی نیز هست.