Technology

پیشنهاد ویتالیک بوترین برای بهبود اکوسیستم کوین‌های خالق محتوا: ترکیب DAO و بازارهای پیش‌بینی

ویتالیک بوترین، بنیان‌گذار اتریوم، در یک رشته‌توییت مفصل، مدلی دو لایه برای بهبود عملکرد و کارایی کوین‌های خالق محتوا پیشنهاد داده است. در این مدل، DAOهای متشکل از خالقان باکیفیت، عضویت جدید را بر اساس شایستگی محتوایی بررسی می‌کنند و در لایه بیرونی، بازارهای پیش‌بینی بر روی پذیرش این خالقان در DAOها شرط‌بندی می‌کنند. هدف این است که ارزش کوین‌ها به جای شهرت صرف یا توجه کوتاه‌مدت، به کیفیت واقعی محتوا و پذیرش در جوامع معتبر گره بخورد.

نکات کلیدی

– ویتالیک بوترین معتقد است پلتفرم‌های فعلی کوین خالقان (Creator Coins) عمدتاً افراد دارای شهرت قبلی را تقویت می‌کنند، نه لزوماً خالقان باکیفیت محتوا.
– راه‌حل پیشنهادی او ترکیبی از DAOهای خالقان (با حداکثر ۲۰۰ عضو) و بازارهای پیش‌بینی است.
– DAOها به‌صورت ناشناس درباره عضویت خالقان جدید در حوزه‌های موضوعی خاص تصمیم‌گیری می‌کنند.
– بازارهای پیش‌بینی روی این که کدام خالقان به کدام DAOها راه خواهند یافت، از طریق معامله کوین آن خالقان، شرط‌بندی می‌کنند.
– پذیرش در یک DAO باعث می‌شود بخشی از درآمد آن DAO برای سوزاندن کوین خالق جدید استفاده شود و ارزش آن افزایش یابد.
– در این مدل، سفته‌بازان پیش‌بینیکننده کیفیت محتوا هستند، نه بازیگران یک بازی توجه صرفاً بازگشتی.
– هدف نهایی، ایجاد سیستمی است که در آن کیفیت محتوا توسط خود خالقان داوری شود و ارزش توکن به جریان درآمد واقعی وابسته باشد.

مشکل فعلی: پاداش به شهرت، نه کیفیت

بوترین در تحلیل خود به مقایسه پلتفرم‌هایی مانند ساب‌استک (Substack) با پلتفرم‌های مبتنی بر کوین خالقان مانند زورا (Zora) پرداخت. به گفته او، ساب‌استک موفق شده است خالقان باکیفیت بالا را که بدون حضور در این پلتفرم شاید شناخته نمی‌شدند، به محبوبیت برساند. در مقابل، پلتفرم‌های کوین خالقان موجود، تمایل دارند افرادی را برجسته کنند که از قبل «وضعیت اجتماعی بسیار بالایی» دارند و شهرت آن‌ها اغلب ربطی به محتوای تولیدی‌شان ندارد.

این مسئله به یک چالش اساسی در بیش از یک دهه تلاش برای ایجاد انگیزه مالی برای محتوا در فضای کریپتو تبدیل شده است. از استیمیت (Steemit) و بیهو (Bihu) در روزهای اولیه گرفته تا بیت‌کلات (BitClout) در سال ۲۰۲۱، اغلب مکانیسم‌ها به جای پاداش به ارزش ذاتی محتوا، به یک بازی توجه بازگشتی (Recursive-Speculation Attention Game) تبدیل شده‌اند. در این بازی، ارزش توکن بیشتر بر اساس هیجان سفته‌بازی و تعداد فالوور است تا کیفیت واقعی کار.

راه‌حل دو لایه: DAOهای خالقان و بازارهای پیش‌بینی

برای خروج از این دور باطل، بوترین یک معماری دو بخشی پیشنهاد می‌دهد. لایه اول، متشکل از DAOهای خالقان است. این DAOها حول موضوعات یا انواع خاصی از محتوا (مثلاً تحلیل‌های فنی اتریوم، روزنامه‌نگاری تحقیقی، یا تولید محتوای آموزشی) سازمان‌دهی می‌شوند و اندازه آن‌ها کوچک و در حد ۲۰۰ عضو نگه داشته می‌شود تا کیفیت گفت‌وگو و اشتراک‌گذاری حفظ شود.

عملکرد اصلی این DAOها، بررسی و رأی‌گیری ناشناس برای دعوت از اعضای جدید و حذف اعضای قدیمی است. این فرآیند بر اساس معیارهای کیفی و هم‌افزایی با مأموریت DAO انجام می‌شود. بوترین این لایه را فضایی می‌داند که «انگیزه ذاتی» برای خلق محتوای باارزش در آن به حداکثر می‌رسد.

لایه دوم، بازارهای پیش‌بینی هستند. در این بازارها، معامله‌گران و سفته‌بازان بر روی این شرط می‌بندند که کدام خالقان (و کوین‌های مرتبط با آن‌ها) توسط کدام DAOهای معتبر پذیرفته خواهند شد. آن‌ها این کار را از طریق خرید و فروش کوین آن خالقان خاص انجام می‌دهند. این بازارها به‌صورت یک مکانیسم کشف (Discovery Mechanism) برای DAOها عمل می‌کنند و به آن‌ها کمک می‌کنند استعدادهای جدید و شایسته را شناسایی کنند.

تعامل تقویت‌کننده بین دو لایه

زیبایی این مدل در تعامل و تقابل این دو لایه است. از یک سو، بازارهای پیش‌بینی، که بوترین آن‌ها را «باز و حداکثرکننده پاسخگویی» می‌خواند، دائماً در حال ارزیابی و پیش‌بینی تصمیمات DAOها هستند. از سوی دیگر، تصمیم نهایی برای عضویت، در اختیار جامعه‌ای از خالقان هم‌فکر است که بر اساس کیفیت محتوا قضاوت می‌کنند.

یک مکانیسم اقتصادی کلیدی این چرخه را تقویت می‌کند. بوترین پیشنهاد می‌دهد زمانی که یک خالق جدید توسط یک DAO پذیرفته می‌شود، «بخشی از درآمد» آن DAO صرف سوزاندن (Burn) کوین آن خالق می‌شود. از آنجایی که عرضه کوین کاهش می‌یابد، ارزش هر واحد از آن در تئوری افزایش پیدا می‌کند. بنابراین، پذیرش در DAO نه‌تنها یک افتخار اجتماعی، بلکه یک پشتوانه اقتصادی مستقیم برای کوین خالق به‌وجود می‌آورد.

به این ترتیب، ارزش کوین یک خالق، نه از تعداد لایک و بازدید، بلکه از احتمال پذیرش او در جوامع معتبر و جریان درآمد واقعی ناشی از آن مشتق می‌شود. بوترین تأکید می‌کند: «در این مدل، سفته‌بازان در یک بازی توجه بازگشتی که فقط توسط خودش پشتیبانی می‌شود شرکت نمی‌کنند. بلکه آن‌ها به‌طور خاص پیش‌بینیکننده این هستند که کدام خالقان جدید توسط DAOهای خالقان باارزش پذیرفته خواهند شد.»

بازخورد جامعه و تحلیل کارشناسان

این ایده با واکنش‌های مختلفی از سوی جامعه مواجه شد. بیلی مارکوس (Billy Markus)، خالق دوج‌کوین، با شکاکیت، مفهوم کوین خالقان را ذاتاً flawed دانست. با این حال، برخی کارشناسان منطق پشت پیشنهاد بوترین را قانع‌کننده ارزیابی کردند.

اندی لیان (Anndy Lian)، مشاور بلاک‌چین بین‌الدولی و نویسنده، در پاسخ به بوترین توضیح داد که این مدل دو لایه، یک DAO درونی غیرتوکنی‌زه از خالقان باکیفیت (مانند Protocol Guild) را با یک بازار پیش‌بینی بیرونی ترکیب می‌کند. او در گفت‌وگو با دیکریپت تأیید کرد که در چنین سیستمی، ارزش توکن توسط درآمد واقعی لنگر می‌اندازد، زیرا قضاوت نهایی درباره عضویت نزد خالقان باقی می‌ماند.

لیان گفت: «به نظر من مدل او از غیرمتمرکزسازی بهره می‌برد بدون این که گردآوری و کیوریشن را قربانی کند. این مدل تصدیق می‌کند که برجسته کردن کیفیت، نیازمند جوامعی مأموریت‌محور و صاحب‌نظر است، نه بازارهای خنثی و باز.»

لاکسلی فرناندز (Loxley Fernandes)، بنیان‌گذار و مدیرعامل بازار پیش‌بینی مایریاد (Myriad)، نیز تحول اقتصاد رسانه‌های اجتماعی با استفاده از مکانیک بازارهای پیش‌بینی را «جذاب» خواند. او خاطرنشان کرد که این فناوری به جوامع اجازه می‌دهد «ارزش‌ها و استانداردها را تعریف کنند، در حالی که بازارها نتایج را در چارچوب این محدودیت‌ها پیش‌بینی می‌کنند.» به گفته او، ترکیب این دو، «به مراتب قوی‌تر از این است که بگذاریم سفته‌بازی یا تعداد فالوور تعیین کند چه کسی یا چه چیزی مهم است.»

جمع‌بندی: آینده طراحی مکانیسم‌های روی زنجیره؟

بوترین در جمع‌بندی صحبت‌هایش تأکید کرد که «تصمیم‌گیرنده نهایی» برای برجسته شدن خالقان و کوین‌هایشان، سفته‌بازان نیستند، بلکه خود خالقانی هستند که محتوای به اندازه کافی خوب برای کسب پذیرش در یک DAO تولید می‌کنند.

او در یک توئیت بعدی، الگوی کلی طراحی مکانیسم‌های روی زنجیره در آینده را این گونه ترسیم کرد: «[چیزی که شبیه یک بازار پیش‌بینی است] -> [چیزی که شبیه یک ابزار ترجیح‌گذاری مقاوم در برابر تصاحب و غیرمالی‌شده است].» پیشنهاد او برای کوین خالقان، نمونه‌ای عینی از این الگو محسوب می‌شود.

این ایده اگرچه نیاز به پیاده‌سازی و آزمون عملی دارد، اما مسیر جدیدی را برای تفکر درباره اقتصاد خالق محتوا در وب۳ باز می‌کند. مسیری که در آن، انگیزه‌های مالی می‌توانند در خدمت تقویت کیفیت، کشف استعدادهای واقعی و ایجاد جوامع پایدار حول محتوای ارزشمند قرار گیرند، نه این که صرفاً بازتاب‌دهنده شهرت قبلی یا هیجان‌های کوتاه‌مدت بازار باشند.

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا